أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

356

آثار الباقيه ( فارسى )

را كه مقابل با صدرخانه است خالى مىگذارند و مىگويند اگر به ديوار چهارم هم از اين كاغذها بچسبانيم هوام و حشرات سرگردان مىشوند و راهى نمىيابند كه از آن خارج شوند و سرهاى خود را به قصد خروج از خانه بلند مىكنند و خاصيت اين طلسم اين بود كه ذكر شد . گاه روى مىدهد كه جايهايى ديده مىگردد كه طلسم شده و عقرب در آنجا كسى را نمىگرد مانند دينار رازى جرجان كه ده فرسخ به سمت خراسان است و در زير هريك سنگ آنجا مشتى كژدم است و مردم آنها را با دست خود مس مىكنند و بازى به آنها مىنمايند و كژدمها نمىگزند ولى چون اين كژدمها را از آنجا بيك پلى به اندازه پرتاب تيرى دور است بيرون ببرند چنان آدمى را مىگزد كه فى الفور مىكشد . نيز گفته‌اند كه در طوس قريه‌ايست كه كژدم آنجا مردم را نمىگزد و ابو الفرج زنجانى مرا گفت كه در زنجان جز در مقبره مازندرانيها عقرب ديده نمىشود و اگر در شب كسى به قبرستان نامبرده برود و قدرى از عقربهاى آنجا را جمع كند و ببرد جاى ديگر بريزد مىبيند كه به زودى باز به جايگاه نخستين خود برمىگردند . ولى بعقيده من اين افسانه‌ها كه گفته‌اند بطلانش آشكار است زيرا محال است كه قوه‌ى اراده از شخص افسونگر تجاوز كند و به شخص افسون شده برسد و نيز ادوار كواكب با سالهاى فارسى مخالف است و شرايط طلسمات در اين ادوار جمع نيست ولى ما با همه اين اشكالات در كتاب عجائب الطبيعه و غرائب الصناعيه درباره نيرنگها و طلسمات و عزائم باندازه‌اى كه در دلهاى عارفان نهال حقيقت كشت